ذکری از پير هرات


آنچه می خوانيم برگرفته از « رساله دل و جان » و « رساله واردات » از آثار خواجه عبدالله انصاری است :

*فنا از خودی خود رستن است ؛ و وفا عهد دوست را ميان بستن است ؛ و بقا به حق پيوستن است .

* الهی ؛ نه آنچه دارم دانم ؛ و نه آنچه دانم دارم . الهی ؛ مکش این چراغ افروخته را ؛ و مسوز این دل سوخته را . الهی ؛ گفتی کریمم ؛ امید بدان تمام است .

* می پندارند که دارند ؛ باش تا پرده بردارند . يکی هفتاد سال علم آموخت ؛ چراغی نيفروخت و يکی در همه عمر يک حرف شنيد ؛ همه را از آن بسوخت .

*کرامات فروختن سگی است و کرامات خريدن خری است . اين همه گفتيم ؛ نشان مستی است و دليل خويشتن پرستی است . با هيچ بساز ؛ و از خويش کسی برمساز .

*دی رفت و باز نيايد ؛ فردا اعتماد را نشايد ؛ حال را باش و غنيمت دان که هم دير نپايد . تا تو مرا بد خواهی و خود را نيک ؛ نه مرا بد آيد و نه تو را نيک .

*اصل وصال دل است ؛ باقی زحمت آب و گل است . الهی ؛ اگر از دوستانم حجاب بردار ؛ و اگر مهمانم ؛ مهمان را نکو دار .

* جوينده گوينده است و يابنده خاموش . فرياد از معرفت رسمی و از عبادات عادتی . در خانه اگر کس است يک حرف بس است .

* اگر در آيی ؛ در باز است و اگر نيايی ؛ خدای بی نياز است . اگر دوست را از در بيرون کنند ؛ از دل بيرون نکنند .

/ 7 نظر / 15 بازدید
مرتضي

سلام دوست عزيز اميدوارم آنچه را که می خوانيم و می آموزيم بتوانيم به آنها جامه عمل بپوشانيم. موفق و سربلند باشيد

متفکر

آقا مجید سلام / مطلب امروزت پر از کلمات پرمغز و شیرین بود / شرمنده ها ولی فکر می کنم دوران اینگونه نگاه به عرفان با تمام نقاط مثبتش کمی گذشته / ولی در خوب بودن این مطالب شکی نیست / تا بعد

متفکر

در ابعاد این عصر خاموش / من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم / تا بعد

بابک

سلام مجيد جان نوشته زيبايی بود... ولی چرا خودت بيشتر نمي نويسی

آشنا

سلام دوست عزيز...از مطالبتون استفاده کردم...در مورد ترجمه آيات چون نظر خاصی دارم اونجوری ترجمه کردم...البته متوجه کلام شما هستم...در پناه حق

حسيني

با سلام و تشکر. بسيار مشتاقم در رابطه با ديدگاهی که نقل کرده‌ايد بيشتر بدانم. اگر ممکن است در اين باره توضيح بيشتری ارائه کنيد و يا ماخذ آن را ذکر فرماييد.

مهدی

مجيد جان بد جوري زدي تو خط عرفان...يه دفعه نري آسمون..