برگ سبزی است ...

« در عشق تو بی جسم  همی  باید زیست »<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گر نیست  کسی میان  تن  پس  من کیست

من   خاموشم  و   فغانم  اندر  دل   و  جان

ولله    که  این  آه  و فغان   از  من  نیست

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر ( دلتنگی های يک زن )

سلام برادر خوبم .... برگ سبز زيبايی بود مثل هميشه .... سعادت و سلامتی شما را از خداوند خواهانم ..... خدانگهدارتان ...

abolfazl

سلام داداشی ما رو ديگه فرامو شکردی سر نميزنی

Setareh

salam .ghashng bood va mesle esme web arefane

سید مجید

در عشق تو ام نصيحت و پند چه سود...زهرها چشيده امُ مرا قند چه سود؟...در پناه حق

شيوا

هر چه هست زير سر اين دل است! «گويند مرا که بند بر پاش نهيد، ديوانه دل است، بند بر پام چه سود؟» زيبا بود! شاد باشيد

rezvan

درود بر شما دوست عزیز ! خیلی زیبا بود . شاد باشید و پاینده ... .

فرهاد

با سـلام خدمت آقا مجيد گل....دست مريضاد((مصلحت نيست که از پرده برون افتد راز......ور نه در مجلس رندان خبری نيست که نيست)).يا علی مدد.

ye_bandeye_roosiyah

بسم الله الرحمن الرحيم....درک و يادگيری مسائل اعتقادی از مهمترين ضروريات است... آخرين يادداشت: اثبات وجود امام زمان(ارواحنا لتراب مقدمه فداه) از ديدگاه عقل.......التماس دعا .... يا علی.

yp

سلام. خيلی وقت بود خدمت نرسيده بودم. شعرتان زيبا بود. يا حق