شعری از حسام غلامی

از آسمان تاریک من روزی سپیده خواهد زد

و من در حسرت زیبایی شب خواهم ماند

تا دوباره شب بیاید

 و دوباره در انتظار روز خواهم ماند

تا انتظار شب را با خود بیاورد

این گردش ادامه پیدا خواهد کرد

آنقدر که روز و شب با هم یکی شوند

و من دیگر انتظار هیچ چیز را نکشم

/ 18 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلوک

متاسفانه پيغام در دو قسمت ارسال شد

parisa

دلي دارم كه از تنگي در او جز غم نمي گنجد / غمي دارم زدلتنگي كه در عالم نمي گنجد. خوشحال ميشم بهم سر بزني التماس دعا دوست خوبم

فقیر خاکسار

یا علی مدد سُبْحانَكَ يا لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ منزهى، تو اى آنكه جز تو معبود برحقى نيست به فرياد رس، به فرياد رس، ما را از آتش خلاص كن

فقیر خاکسار

یا علی مدد خداحافظ ای ماه زلال بارانی ، ای ماه نسیم های بهشتی ، خداحافظ ای ماه کوزه های کوثری ، ای ماه زمزمه های حیدری ، خداحافظ ای ماه طلوع ، اشراق ، نور و رهایی ! تو امروز می روی اما بدان دل به فطرت رسیده من ، تا حضور دوباره تو اشتیاق سبزش را به ذکر و تسبیح به شکوفه خواهد نشاند. استشمام عطر خوش عید فطراز پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان باد [گل][گل]

منتظر

قرار بر این است که از تو بنویسم و از عید، از شکستن ماه و تولّد خورشید از رفتن بهار و آمدن خزان، بهار قرآن و خزان دلها... به مناسبت 41امین سالگرد ولادت شهید فتاحیان با دلنوشته یکی از نزدیکان ان بزرگوار در خدمتتون هستم

منتظر

قرار بر این است که از تو بنویسم و از عید، از شکستن ماه و تولّد خورشید از رفتن بهار و آمدن خزان، بهار قرآن و خزان دلها... به مناسبت 41امین سالگرد ولادت شهید فتاحیان با دلنوشته یکی از نزدیکان ان بزرگوار در خدمتتون هستم

منتظر

قرار بر این است که از تو بنویسم و از عید، از شکستن ماه و تولّد خورشید از رفتن بهار و آمدن خزان، بهار قرآن و خزان دلها... به مناسبت 41امین سالگرد ولادت شهید فتاحیان با دلنوشته یکی از نزدیکان ان بزرگوار در خدمتتون هستم

منتظر

قرار بر این است که از تو بنویسم و از عید، از شکستن ماه و تولّد خورشید از رفتن بهار و آمدن خزان، بهار قرآن و خزان دلها... به مناسبت 41امین سالگرد ولادت شهید فتاحیان با دلنوشته یکی از نزدیکان ان بزرگوار در خدمتتون هستم