غزلی از مولانا

ای دل چه انديشيده ای در عذر آن تقصيرها<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

زآن سوی او چندان وفا ، زين سوی تو چندين جفا

 

زآن سوی او چندان كرم ، زين سو خلاف و بيش و كم

زآن سوی او چندان نعم ، زين سوی تو چندين خطا

 

زين سوی تو چندين حسد ، چندين خيال و ظن بد

زآن سوی اوچندان كشش ، چندان چشش ، چندان عطا

 

چندين چشش از بهر چه ؟ تا جان تلخت خوش شود

چندين كشش از بهر چه ؟ تا دررسی در اولياء

 

اين سو كشان سوی خوشان وآن سو كشان با ناخوشان

يا بگذرد يا بشكند ،  كشتی در اين گردابها

 

چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان

كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآيد صدا

 

بانگ شعيب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش

چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :

 

« گر مجرمی بخشيدمت وز جرم آمرزيدمت

فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن اين دعا »

 

گفتا:« نه اين خواهم نه آن ، ديدار حق خواهم عيان

گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا »

 

چون هركسی در خورد خود ياری گزيدازنيک و بد       

  ما را دريغ آيد که خود فانی کنيم از بهر « لا »

 

/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرید

سلام. بدان ای عزيز که عرفان با ادبيات بسيار تفاوت دارد. عرفان که یک فن رفتاريست و بايد در عمل آيد تا حاصل آن در انسان نمايان شود. اما ادبيات تنها گفتن است و تمام.

سلوک

با يار به گلزار شدم رهگذري// بر گل نظري فكندم از بي خبري// دلدار به من گفت كه شرمت بادا// رخسار من اينجا و تو بر گل نگري//

مرتضي

سلام مجيد خان در مورد شعر زيبای که نوشتی من هم يک شعر خوب نوک زبانم اما هر چه فکر ميکنم نميتوانم بنويسم اش دوباره برمی گردم و می نويسم موفق و سر بلندباشيد به اميد ديدار

rahman

salam majid jan az zahere amr peydast ke to ham vaght va ham energi ziyadi sarf mikoni ke in site ro mana va marefat bebakhshi. vaghean be to tabrik migam. be reza jan salam beresoon, dar zemn az aghaye pakand che khabar? man hanooz movafagh nashodam ahmadmorteza ro molaghat konam. ghorbanat rahman, be khanomat salam beresoon.

ali

سلام. هميشه روح عرفان و نور ايمان و ياد رحمان و... گرمی و طراوت جان و دل شما باد .آنچه می بينم شما اگرچه به ظاهر ودر ديد بعضی قلم در ادبيات داريد و ليکن کسانی پيدا ميشوند که ادبيات را عرفانی ميکنند و بعضی عرفان را ادبيات... دوست عزيز هر جا باشيم خدمت شما هستيم چه در آبشار نور و چه در درمانگاه روح موفق و پيروز باشيد

mohsen

مجيد جان عالی بود ..... ديدار حق خواهم عيان .........ديدار حق خواهم ...... ديدار حق..... موفق باشی

clotho

سلام !!! بعد از يه هفته که نبودم خوندن وبلاگتون با اين شعر ها خيلی چسبيد !!!! پيروز باشی !!!

مرتضي

سلام مجيد خان از يادت نمی کاهم موفق و سربلند باشيد به اميد ديدار

-

چه زيباست نوشتن, وقتي كه مي داني "او" مي خواند.. زيباست سرودن, وقتي كه مي داني "او" مي شنود و چه زيباست جنون وقتي كه مي‌بيني ”خدا“ مي‌بيند.