برگ سبزی است ...

 

طریق  زهد  و  ریا    شیوه  زمانه  ماست<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

غم   تو     سوز دل و  ناله  شبانه ماست

 

مرا     سلاله   نیکان    به  هیچ    انگارند

که تیغ  طعنه و کین  هرزمان روانه ماست

 

هزار شکر   که  ایشان   ز ما   شدند ایمن

اگرچه   دور جهان   سوخته   زبانه  ماست

 

« مرید  پیر مغانم  ز من مرنج ای شیخ »

که  رنج   و سوز نهان کاله  خزانه ماست

 

چه جای غم که مرا سوی کعبه راهی نیست

که نور  روی  عزیزش    روان  به خانه  ماست

 

به   راه   بادیه    کس   یار   ما   نشد   اما

به  جای جای  زمین  قصه  و فسانه ماست

 

چو مرغ  خسته   و   وحشی  دلا    ندانستم

که   سینه  همه  یاران    پناه   و لانه ماست

 

اگرچه  ما  به جهان  بند  دام  و دانه شدیم

هزار   بام  جهان    بند  دام   و  دانه ماست

 

به   گوش   زاهد  بتخانه   گفت   محتسبی

که گوش پیر و جوان مدهش از ترانه ماست

 

مراد  من   ز  می   و مطربی   تویی  جانا

شراب و جام و می و مطربی بهانه ماست

 

دهان   ببند     و   مکن    ادعای  لاغ   و  دروغ

همین بس است توراکه عشق تونشانه ماست

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

با سلام. توضيح مطلب را نوشتم. اما نظرتون را در رابطه با وب عالم ذر و الهاماتش را نمی دانم. برام اهميت دارد. ممنون ميشم. موفق باشيد و سربلند.

محسن

سلام ... بهد از مدتها با شعر زیبایی از شاعر خوب کشورمان آقای ابوالفضل زرویی نصر آباد که در مراسم افطار شعرا با رهبر معظم انقلاب در نیمه ماه مبارک رمضان امسال قرائت شد آپدیت کردم ... ای جماعت چطوره حالات تون ... قربون اون فهم و کمالات تون .... گردنتون پیش کسی خم نشه .... از سر بنده سایه تون کم نشه .... راز و نیاز و بندگی تون درست .... حساب کتاب زندگی تون درست .... محفوظ باشید

اسحاق

شعر بسيار زيبايی بود ٬ والا ننوشتيد که اين شعر برای کيست اينطور حدس زدم که سروده خودتان است بهرحال اگر شعر خودتان است من کمترين پيشنهاد می کنم رنگ اندیشه و عاطفه را کمی بيشتر کنيد و حول محوری خاص شعر بگوييد و دیگر اینکه اميدوارم جسارتم را ببخشيد

yaghin

سلام بر شما - دليل ديدن او حجت موجه ماست - ارادتمند يقين

reza

اگر به حافظ علاقه داريد يه سر بزنيد

ساقي سيمين ساق

نواي بلبلت اي گل كجا پسند افتد كه گوش و هوش به مرغان هرزه گو داري

yp

مدتی است نيستيد دوست عزيز.

نياز

عشق يعنی انکه ما عادت کنيم..مهربانی را به هم قسمت کنيم..باغ دل از مهر خود خرم کنيم..عشق يعنی واصل دريا شدن..چون خدا از غير خود يکتا شدن..سلامی دوباره حضور اقای صانعی .ما فراموش شديم. وشما کيميا يا حق

رضا

سالها دل طلب جلم جم از ما میکرد / و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

شمع

بسم ا... « مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ » که رنج و سوز نهان کاله خزانه ماست این بیت ۲ تفسیر زیبا دارد: ۱ شاعر به حضرت آدم که قرار بود در بهشث هیچ گندمی نحورد میگید من غلام همان خضرت علی ای هستم که تنها فردی است که در زنگیش لب به گندم نزد و با نان جو امرار معاش میکرد. از من مرنج ای حضرت آدم . ۲ شاعر به حضرت ابراهیم که قرار بود فرزندش را فدا کند میگوید از من مرنج ای حضرت ابراهیم چراکه من غلام امام حسینی هستم که تمام خاناندانش را فدا کرد . بخاطر بی ادبی که کردم حقیر را ببخشید .