برگ سبزی است ...

 

سحر است وبازامشب نرود به چشم خوابی<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چه شود  اگر که شاهی  به گدا  دهد جوابی

 

چو گیاه  بر در تو همه  شب  نشسته   بودم

که مگر گشاید این در ،  به من غمین بتابی

 

آنکه ازدرت گسسته به فسون چه شوم می خواند

« سر  آن  ندارد  امشب  که  برآيد  آفتابی  »

 

بگشا  دری  ز دولت ، به  من حزین  و تنها

که تو بحر لامکانی  من خسته  چون حبابی

 

*« ز دودیده خون فشانم زغمت شب جدایی »

به  رخم   نمانده  آبی  ،  به  دلم  نمانده  تابی

 

بگشا   ره   سلامت ،  به  عنایت  و  هدایت

مپسند  که  باز مانم   همه عمر  در  سرابی

 

تو که جام من شکستی  به دلم  چنین  نشستی

چه شود  اگر بریزی   به  سبوی من شرابی

 

تو به خاک چون بتابی گل وسرو ولاله خیزد

به چه  چیز ماند  این دل  به عمارت خرابی

 

دل من خراب تر شو تن من  تو خاک تر شو

گرت آرزوی  گنج است  به خرابه ها  بیابی

 

چه بگویم  که بیانش  ز توان من برون است

که  تو آن  سخن  برادر  به  زبان من  نیابی

 

**« ره خواب من چو بستی بمبند راه مستی »

سحر است  و باز امشب  نرود  به چشم خوابی

* عراقی

** مولانا

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
matin

salam,taat va ebadat shoma ham ghabole hagh bashe.....mamnon az inke be kolbeie man omadid..........baz ham az on tarafa biain.......ya hagh

سحر

سلام دوست عزيز ....تو که جام من شکستی به دلم چنين نشستی / چه شود اگر بريزی به سبوی من شرابی / خيلی زيبا بود ...برای اين شبها چقدر به دل نشست ....طاعات شما قبول حق ....ماه پر باری را در پيش رو داشته باشيد ....ما را از دعا فراموش نکنيد .....همواره سلامت و موفق باشيد ...

محبت و زيبايي

سلام! شعر زيبايی است...درست است قديميست اما انسان هم قديميست...شعرهای عرفانی قديمی انگار با عمق وجود آدمی صحبت ميکنند.

عمه خانوم

شعره سحتون قشنگ و جالب بود ..... چرا يه كم اينجا اون پايين دعوا شده ؟؟

CARLOS

درود . با سپاس از گزينش زيبای شما! با رخصت صاحبخانه سخنی می گويم پيرامون گفته ی باربد ...... دوست خوب در وادی خرابات و عرفان پروردگار را قديم می شمارند! يعنی قديم ترين بودن! و گفتاری که در ستايش اوست با قديم و جديد بودن ارزيابی نمی شود! ارزش اين گفتار به دلنشينی آن است! وانگهی درک اين گفتار صاحبدلی می خواهد! و نکته ای ديگر که در اين وبلاگ ادعايی نديده ام! دوست خوب نخست خوب بينديش سپس داوری کن ، پايدارباشيد و توانا ، پدرود

matin

salam,kheili vaghte ke chizi naneveshti,chera???......omadam begam ke update shodam doost dashti bya........ya hagh

محبت و زيبايي

سلام! دوستم خيلي شرمنده ام...اشعار زيبايي داريد...معلوم است که استعدادتان خوب است.

فرهاد

با ســــــــــــــــــــــــــلام خدمت آقا مجیدگل:اميدوارم طاعات و عبادات شما مورد قبول درگاه حق قرار بگيرد...بابا دست مريضاد.....التماس دعا.

یقین

اين همون مطلبيت که چند روز پيش نتونستم در کامنت بگذارم: تقديم به جناب آقا مجيد صانعي: تو که کيميا فروشي نظري به قلب ما کن / که بضاعتي نداريم و فکنده ايم دامي ----- اين شعر بوق علي شاهي حافظ هم تقديم به باربد خان: يک قصه بيش نيست غم عشق و اين عجب...کز هر زبان که ميشنوم نا مکرر است---

یقین

تو که کيميا فروشي نظري به قلب ما کن .......// بابت عضویتتون در گروه yaghin هم ممنونم