با سلامی دوباره ...
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢   کلمات کلیدی:

 

سلام به دوستان عزیزم . از این تاخیر طولانی عذرخواهی میکنم . امیدوارم همگی خوب و خوش و سلامت باشید . راستش را بخواهید ممکن بود دیگر ننویسم . اما به جند دلیل فعلا منصرف شدم . اول اینکه باب بحثی که با جناب سید حمید حسینی و سایر دوستان در مورد عالم ذر گشوده بودیم ، باز مانده بود . دوم اینکه حیفم می آمد که بدون خداحافظی از دوستان ، از خدمتشان مرخص شوم و سوم  اینکه اصلا فعلا پشیمان شدم !

شاید بعدا درباره  آثار مثبت و منفی وبلاگ نویسی برای نویسنده و خوانندگان وبلاگ بیشتر صحبت کنیم .... بگذریم .

برگردیم به ادامه بحث در مورد عالم ذر . من امروز ضمن تشکر از همه دوستانی که در این بحث شرکت کردند و ضمن احترام به نظر جناب سید حمید حسینی و همچنین تمام  نظراتی که گذاشته شده بود ، قسمتهایی از تفسیر علامه را  بدون دخل و تصرف در اینجا می آورم. و در انتها نیز نظر دو تن از دوستان را که برایم جالب و آموزنده بود ، نقل می کنم و بحث را تمام می کنم .

 علامه طباطبایی در تفسیر آیه 179 از سوره اعراف پس از اینکه نظرات و برداشت های مثبتین و منکرین عالم  ذر را نقل کرده اند ، نظر خودشان را چنین توضیح داده اند :

« ... اگر فرض بر این باشد که انسان با شخصیت دنیایش دوبار در دنیا موجود شود ، یکی بار اول و یکی بار دوم ، این مستلزم این است که شیء واحد بواسطه تعدد شخصیت  ، غیر خودش شود ، و این محال است . اما اینکه انسان و یا غیر انسان در امتداد مسیر به سوی خدا در عوالم مختلف دارای نظام ها و احکام مختلف موجود شود ، محال نبوده و بلکه امری است که قرآن کریم آن را علی رقم کفار اثبات می کرده است و علیه کسانی که می گویند زندگی جز همین زندگی دنیا نیست زندگی دیگری در قیامت اثبات کرده و فرموده که انسان به عین وجود و شخصیتی که در دنیا دارد در آن عالم موجود می شود . در حالی که نظام و احکام آن عالم و آن زندگی غیر از نظام و احکام زندگی دنیاست . و نیز زندگی دیگری در برزخ اثبات کرده که انسان به عین وجود و خصوصیاتش در آن عالم موجود شده و زندگی می کند ، در حالی که نظام و احکام آن عالم نیز غیر نظام و احکام عالم دنیاست .

در قرآن کریم اثبات شده  که برای هر موجودی در نزد خدای تعالی وجود وسیع و غیرمحدودی در خزائن او هست که وقتی به دنیا نازل می شود دچار محدودیت و مقدار می گردد . برای انسان هم که یکی از موجودات است سابقه وجودی در نزد او و در خزائن اوست که بعد از نازل شدن به این نشات محدود شده است .

به این بیان روشن گردید که این نشات دنیوی انسان مسبوق است به نشات انسانی دیگری که عین این نشات است . خواننده محترم اگر در آیه مورد بحث به خوبی دقت بفرماید خواهد دید که آیه اشاره می کند به تفصیل حقیقتی که آیات فوق بطور اجمال به آن اشاره داشت . اشاره می کند به یک نشات انسانی که سابق بر نشات دنیایی اوست . این نشات است که خداوند در آن بین افراد نوع انسان  تفرقه و تمایز قرار داده و هریک از ایشان را بر نفس خویش شاهد گرفته است که الست بربکم ؟

در معنایی که ما از آیه شریفه و از سایر آیات فهمیدیم تقدم عالم ذر بر عالم دنیوی تقدم زمانی نیست و تقدمی که بر آن دارد مانند تقدم کن بر فیکون است . و اما پاره ای روایات نیز مانند این آیه شریفه دلالت دارد بر اصل تحقق این نشات انسانی . »

علامه طباطبایی پس از این به بحث روایی در مورد عالم ذر می پردازند و از جمله به این روایت اشاره می کنند :

« در تفسیر قمی از پدرش از ابن ابی عمیر از ابن مسکان از ابی عبدلله ( ع ) روایت شده است که گفت : از آنجناب پرسیدم اشهادی که در آیه و اذا اخذ ربک من بنی ادم ...... آمده آیا بطور معاینه بوده ؟ فرمود : آری . چیزی که هست مردم خصوصیات آن موقف را فراموش کرده اند . و تنها معرفت را از دست ندادند و بزودی آن خصوصیات به یادشان خواهد آمد و اگر معرفت هم از دست می رفت احدی نمی فهمید که خالق و رازق او کیست . و اشخاصی هم که در این نشات کافر شدند کسانی هستند که در آن نشات ایمان نیاوردند و اقرارشان زبانی بوده و همانهایند که خداوند در حقشان فرموده : فما کانوا لیومنوا بما کذبوا به من قبل یعنی ایمان نخواهند آورد به چیزی که در سابق آن را تکذیب کرده بودند . و این روایت از حیث سند صحیحه است ».

ایشان همچنین در ادامه بحث روایی آورده اند که :

«  بطوری که از ظاهر روایات استفاده می شود توصیف آن نشات است که به وجهی عین نشات دنیاست و به وجهی غیر آن است و احکامی دارد که به وجهی غیر احکام دنیاست و به وجهی عین آن است . »

البته توضیحات علامه در این مورد بسیار مفصل است که من لب کلام را در اینجا نقل کرده ام . دونکته جالب توجهی که به نظر من در توضیحات علامه هست این است که اولا : عالم ذر در نشاتی غیر از نشات دنیوی بوده است . که کاملا عقلانی و واضح است و دیگر اینکه تقدم عالم ذر بر عالم دنیوی را مانند تقدم کن بر فیکون دانسته اند که توضیح کوتاهی در این مورد عرض می کنم که : به طور کلی چیزی به نام زمان اصالت وجودی ندارد . و ما در این عالم و در این نشات محدود و محصور در زمان شده ایم . و فی الواقع گذشته ؛ حال و آینده ای در کار نیست . و به عبارتی گذشته و آینده در حال وجود دارد .

من در اینجا ضمن اینکه به بحث عالم ذر خاتمه می دهم ، همانطور که در ابتدای یادداشت عرض کردم نظر دو تن از دوستان را ( یقین و آشنا ) که حاوی نکات مفیدی است به عنوان حسن ختام ، مجددا خدمتتان نقل می کنم .

 

 

 

نويسنده: yaghin

جمعه، 2 مرداد 1383، ساعت 6:1

سلام بر شما و خوانندگان محترمتان: راستش در حال حاضر اطلاعات زيادی در باره ی اين عالم ندارم ولی همين قدر می توانم خدمت تمامی دوستان عرض کنم، رسیدن به بعضی پاسخ ها مستلزم رسيدن به مقام درک آن مرتبه است و تا انسان به آن مقام نرسد نمی تواند آن پاسخ را بيابد و اگر هم بيابد نمی تواند آن را درک نمايد. برای رسيدن به مقام بالاتر هم بايد اول صادقانه طالب آن بود و پس از آن در سلوک روحی کوشش نمود تا روح آمادگی و گنجايش درک را بيابد. آنوقت است که حتی بدون کلام نيز می توان پاسخ را درک نمود. درباره ی عالم ذر هم اگر به اطلاعات مناسبی جهت بيان دست پيدا کردم حتما با دوستان درميان خواهم گذاشت و البته در حال حاضر از اين بحث به عنوان يک ناظر بيرونی استفاده می کنم. موفق و مويد باشيد

E-mail:  yaghin110@hotmail.com

URL:  yaghin.blogspot.com

 

 

نويسنده: آشنا

شنبه، 10 مرداد 1383، ساعت 12:9

سلام دوست بسيار عزيز، انشاء الله كه خوبين، با توجه به حال و وضعي كه فعلاً دارم متأسفانه كار خاصي ازم بر نمياد اما دو نكته رو عرض ميكنم: يكي اينكه اگه همونطور كه جناب سيد فرمودن الميزان رو مطالعه بفرمائين و اون رو ملاك قرار بدين بسيار شايسته است، دوم اينكه در حد تبيين علمي مسأله رو پيش ببرين چون بيشتر از اون نياز به مقدمات روحي و باطني داره كه بنده و امثال بنده فاقد اون هستيم و بحث بي‌فائده ميشه...موفق باشين و در پناه خدا.

E-mail:  nava_ir@yahoo.com

URL:  khalvateons.blogspot.com