از ماهاريشی
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٥   کلمات کلیدی:

 

مطلبی که امروز با هم می خوانیم برگرفته شده از یکی از فصول کتاب « علم هستی و فن زیستن » است . نویسنده این کتاب ماهاریشی ماهش یوگی است . نوشته ها و سخنرانی های ماهاریشی عموما در مورد خودشناسی است و به نظر من خواندن آنها بخصوص در دنیای امروزی خالی از فایده نیست . ماهاریشی بنیانگذار یک جنبش معنوی در جهان به شمار می آید . این جنبش در سال 1958 تاسیس شد و هدف آن گسترش و آموزش مراقبه است . مراقبه ای که در این آموزش پیشنهاد می شود بر اساس تکرار یک مانترا است . ماهاریشی می گوید که هرکسی و با هر عقیده و مذهبی می تواند این مراقبه را انجام دهد و از آثار مثبت آن بهره ببرد .

من در اینجا نمی خواهم به بحث در مورد این نوع مراقبه بپردازم ، فقط به اختصار عرض می کنم که این مراقبه ( TM ) فقط یک تکنیک ذهنی است و نه یک طرز تفکر و یا ایدئولوژی و در بعضی موارد می تواند آثار مثبتی داشته باشد . در واقع این مراقبه نقش یک آرامبخش را دارد و برای آرام کردن ذهنهای شلوغ و مغشوش آدمهای دنیای امروز  گاهی اوقات مناسب است . بگذریم ....

در این فصل از کتاب ، ماهاریشی در مورد سلامت جو محیط  بحث می کند :

« جو زندگی فردی متشکل از تشعشعات ذهنی وجسمی اوست ، و کیفیت آن بستگی دارد به تاثیرات مربوط به افکار و اعمال او که به اطراف پراکنده می شود . هرکس جو مربوط به خودش را ایجاد می کند ، و این نیز به وسیله جوی که یکایک افراد دیگر به وجود می آورند تحت تاثیر قرار می گیرد . هنگامی که ذهن در تطابق با قانون کیهانی و هستی نباشد عملکرد آن نیز بر حسب قوانین طبیعت نخواهد بود . چنین ذهنی بطور ناخواسته و غیرعمدی موجب انتشار عدم توازن خواهد شد . هرنوع فکرو یا فعالیتی که بتوسط فردی انجام شود که در جهت تکامل طبیعی و هدف کیهانی باشد ، اثراتی مطابق با قوانین طبیعی ایجاد خواهد کرد . ولی اگر این فعالیتها با هدف کیهانی توافق نداشته باشند ، آنها بر ضد سیر طبیعی تکامل خواهند بود و سیر طبیعی تکامل فردی تغییر شکل خواهد داد  . در اینجا لزوم پیش گرفتن یک زندگی پرهیزگارانه معلوم می شود زیرا هرآنچه بر طبق اصول اخلاقی ، پرهیزگارانه و صادقانه است در واقع بر طبق قوانین طبیعی است و همه آنچه که غیراخلاقی ، گناه آلود و مضر است مخالف سیر تکامل است .

موقعی که به اتاق یک فرد شرور وارد شویم آثار نامطلوب وجوداو را احساس خواهیم کرد ، و برعکس هنگامی که در جوار انسانی نیک قرار گیریم به فوریت آثار توازن را از وجود او درک می کنیم . آثار وجودی او در دیوارها ، سقف و زمین اتاق یافت می شود و همین آثار در درون ما احساس خوشی به وجود می آورد .

اگر هر قسمت ار درخت تماس مستقیم خود را با شیره از دست بدهد ، پژمرده می گردد . همینطور اگر هر جنبه ای از زندگی فردی ، هماهنگی خود با وجود هستی را از دست بدهد از فقدان هستی رنج خواهد برد . موقعی که ذهن به طور دائمی در آرزوها و تمایلات درگیر و مابین راهها و هدفهای گوناگون زندگی سرگردان باشد ، به آرامش نایل نخواهد شد چرا که هیچ چیزی در دنیا قادر نخواهد بود که ذهن را بطور دائمی ارضاء کند زیرا همه چیز در این دنیا فناپذیر و متغیر است .

یک باغبان با تجربه هنگامی که برگ پژمرده ای را می بیند ، به خود زحمت نمی دهد که به آن توجه کند ، بلکه آن را خطری برای تمام درخت محسوب کرده و توجه خود را به ریشه معطوف می کند . در صورتی که زندگی انسان هماهنگ با طبیعت نباشد ، او موجب ایجاد ناهماهنگی در سیر طبیعی تکامل خواهد شد و بزرگترین اثر این ناهماهنگی ، به خود فرد برگشت می کند .

در صورتی که بخواهیم  سلامت فرد را بطور کامل بررسی کنیم ، نمی توان فقط بخشی از آن را در نظر گرفت . سلامت یک دست را فقط در قالب سلامتی تمام بدن می توان در نظر داشت و سلامت بدن را نیز بر حسب سلامتی سلسله اعصاب ، که این نیز به نوبه خود به ذهن وابسته است . بررسی سلامتی انسان بر حسب فیزیولوژی و روانشناسی کافی نیست .

علت اصلی رنجهای جسمی و ذهنی در جهان ، جهل نسبت به هستی است و جهل نسبت به این واقعیت که در اثر رسوخ هستی در ذهن ، بدن و محیط ، علت اصلی کلیه امراض و ناراحتی ها از بین خواهد رفت . »