از بيژن جلالی
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱   کلمات کلیدی:

 

چون فانوس دریایی

مرگ سوسو می زند

که ساحل

از این سوست

*

برای خداحافظی با جهان

دور نخواهم رفت

از همین جا که هستم

خواهم گفت

خداحافظ

*

قندی به دهان گذاشتم

تا شیرینی میوه ها

و شیرینی لبخندی را

به یاد بیاورم

ولی زبری و سختی قند

مرا به تلخی واقعیت باز آورد

*

روزی

به جای حرکت دستم

که عینکم را بر می دارم

سکوت خواهد بود

و به جای نگاهم

و به جای صدایم

*

خاک

دوست ماست

زیرا از اول تا آخر

با ماست