از فيه مافيه
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱٥   کلمات کلیدی:

با سلام خدمت دوستان عزیزم . قبل از اینکه مطلب امروز را بنویسم ، لازم است توضیح بسیار کوتاهی در مورد میرشکاک که بعضی دوستان پرسیده بودند بدهم :

یوسفعلی میر شکاک نویسنده و شاعر معاصر است که در حال حاضر در تهران زندگی می کند . بیشتر کارهایش را در سالهای پس از انقلاب ودر روزنامه های مختلف به چاپ رسانده  است . بیشتر نوشته هایش نثر است و دارای مضامین اجتماعی است ، اما در شعر هم قلم می زند . شعری که من آن را نوشته بودم از نظر من زیباترین اثر وی است .

 

و اما امروز از فیه مافیه می خوانیم . اگر اهل نجات باشیم ، همین چند سطر می تواند ما را نجات دهد . در خانه اگر کس است ، یک حرف بس است ...

 

در قیامت چون نمازها را بیارند ، در ترازو نهند ، و روزه ها را و صدقه ها راهمچنین . اما چون محبت را بیارند ، محبت در ترازو نگنجد . پس اصل محبت است . اکنون چون در خود محبت می بینی ، آن را بیفزای تا افزون شود . چون سرمایه در خود دیدی ، و آن طلب است ، آن را بیفزای ، که فی الحرکات برکات ، و اگر نیفزایی سرمایه از تو برود .

کم از زمین نیستی ، زمین را به حرکات و گردانیدن به بیل دیگرگون می گردانند ، و نبات می دهد ، و چون ترک کنند ، سخت می شود . پس چون در خود طلب دیدی ، می آی و می رو ، و مگو که در این رفتن چه فایده . تو می رو ، فایده خود ظاهر گردد .

رفتن مردی سوی دکان فایده اش جز عرض حاجت نیست ، حق تعالی روزی می دهد ، که اگر به خانه بنشیند ، آن دعوی استغناست ، روزی فرو نیاید .