از مثنوی شريف
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٧   کلمات کلیدی:

 

ای زبان هم آتش و هم خرمنی

چند اين آتش در اين خرمن زنی

 

ای زبان هم گنج بی پايان تويی

ای زبان هم رنج بی درمان تويی

 

حرف و صوت و گفت را برهم زنم

تا كه بی اين هرسه با تو دم زنم

 

قافيه انديشم و دلدار من

گويدم منديش جز ديدار من

 

ای حيات عاشقان در مردگی

دل نيابی جز كه در دل بردگی

 

من چو لب گويم لب دريا بود

من چو لا گويم مراد الا بود

 

تشنگان گر آب جويند از جهان

آب جويد هم به عالم تشنگان

 

مجملش گفتم نگفتم زآن بيان

ورنه هم افهام سوزد هم زبان