چند رباعی از مولانا
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٥   کلمات کلیدی:
*
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صدهزار درمان ندهم
*
در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود
*
تا مدرسه و مناره ويران نشود
اسباب قلندری به سامان نشود
تا ايمان کفر و کفر ؛ ايمان نشود
يک بنده حق به حق مسلمان نشود
*
بيت و غزل و شعر مرا آب ببرد
رختی که نداشتيم سيلاب ببرد
نيک و بد و زهد و پارسايی مرا
مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد