برگ سبزی است ...
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٥   کلمات کلیدی:

 

در  فضای  سینه    جز  آهی   نماند

زآن همه گل بین که جز خاری نماند

 

موسم افسوس و آه و حسرت است

زانکه  از  دریا  دلان     یادی   نماند

 

نوبت      ایام    بی   فرجام    شد

« این زمان در کس وفاداری نماند »

 

مانده ام    در  کار مردم   در عجب

وه   که  در افسردگان   حالی  نماند

 

قصه   منصور  ،   دیگر  کهنه   شد

نور  چون  افسرد   جز ناری  نماند

 

شمس   پنهان  شد  پس  ابری  سیاه

شمع  رفت  و  جز  شب تاری   نماند

 

خوشدلی    از عالم  ما   رخت  بست

گرد غم   بر ما نشست  شادی  نماند

 

چشمه  اشکم    ببین  بی  آب   ماند

آب  این سرچشمه هم   جاری  نماند

 

روز  و  شب   اندر فراقت    سوختم

در تن  این   خسته  دل جانی نماند

 

چون که  ما  را  نوبت  مستی رسید

در  کف  ساقی   دگر   جامی  نماند

 

در سرانجامی   چنین    حیران   شدم

چون که سررفت و هم انجامی نماند

 

گفت دل خوش کن که هرگزهیچ مرغ

تا    ابد     پابند    در  دامی    نماند

 


 
برگ سبزی است ...
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱۸   کلمات کلیدی:

 

در خاک  گرفتارم  و  چون خاک   کمینم

در دشت  پریشانم  و صیدی  به کمینم

 

دستم  شده  کوتاه  ز هر جا و  ولیکن

در من  به حقارت  منگر من نه همینم

 

من   واله  هر  ناله   برخاسته   از  دل

من  تشنه هر چشمه جوشان ز زمینم

 

هرچند که حیرانم و در محبس خویشم

هرچند  چو باغی به خزان  سردوحزینم

 

اما  به  امید سحری چشم  به  راهم

بذری  به  دل  خاکم  و  بی تاب ترینم

 

من مشتعل عشقم و از خود خبرم نیست

آباد  کن   این  دل    که  خرابات  نشینم

 

هرچیزکه ازدوست رسدعین ثواب است

در جام   به جز   عکس  رخ  یار   نبینم

 


 
برگ سبزی است ...
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱۱   کلمات کلیدی:

با سلام بر دوستان عزیز و عرض تسلیت زلزله غم انگیز بم .

*

صورتم را بر خاك می گذارم

و در خاك نفس می كشم

و برمزارم

اشك می ريزم

*

 به آسمان خيره شده ام

و باد

اشكهايم را

پاك می كند

*

از شب

تاریکی اش را به یاد دارم

و از روز

تاریک شدنش را

و از زندگی

مرگ را

*

خداوندا

بر آتش ما

چون آبی باش

و بر اندوه دل ما

چون خورشیدی بتاب

 


 
درباره هاله نورانی
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٤   کلمات کلیدی:

 

دکتر لیال واتسن محققی است که در زمینه پدیده های فوق طبیعی به تمام جهان سفر کرده است و یکی از کتابهایی که در آن نتایج ده سال از تحقیقات خود را به رشته تحریر در آورده ، کتابی است با نام : فوق طبیعت « Super Nature» . دکتر واتسن متخصص در گیاه شناسی ، جانور شناسی ، زمین شناسی ، جغرافیا ، روانشناسی ، انسان شناسی و باستان شناسی است. او در کتاب فوق در مورد پدیده هایی مانند : امواج مغزی ، تله پاتی ، هاله ، شهود ، روشن بینی و تاثیر ماه و سیارات بر انسان تحقیقات آزمایشگاهی و وسواس گونه ای را ا انجام داده و یا نقل کرده است .

امروز قسمتی کوتاه از این کتاب را می خوانیم ولی قبل از آن جملاتی که دکتر واتسن کتابش را با آن تمام کرده نقل می کنم . فکر می کنم برای شما هم جالب باشد :

« ... من متاثرم از بی کفایتی خودمان ، از استعدادهای عمیق و وسیع و در عین حال دست نخورده مان ، و از پیشرفتی که در این زمان تنها با به کا ر گرفتن گوشه کوچکی از مغزهایمان نموده ایم . ما در واقع کرمهایی هستیم که در راه تبدیل شدن به کرم بزرگ صد پای بی مغز منابع زمین را می بلعیم . اما من معتقدم که پروانه از درون پیله شروع به جنبیدن کرده است . آنگاه که آب و هوا مناسب شود ، حصار را خواهد شکست و پای به جهان خواهد گذارد اما نه به صورت نوعی سوپر کامپیوتر ، بلکه به صورت موجودی زنده که به تمامی ، فوق طبیعت را تحقق خواهد بخشید و از پشت سرش به تکنولوژی ، به عنوان یک اسباب بازی کودکانه نظر خواهد کرد . »

خوب دوستان ،

با اینکه مطلب امروز کمی طولانی می شود ، خلاصه ای از یکی از عناوین کتاب را با هم می خوانیم : هاله تابان .

« ... از قدیم الایام در تصاویری که از پیامبران و قدیسین ادیان اسلام و مسیحیت تهیه می شده است همواره هاله تابانی به دور سر یا بدن آنان نقاشی کرده اند . این عقیده که ابری از انرژی یا ، هاله تابانی، بدن را احاطه کرده است به قرنها پیش باز می گردد . تصاویری باستانی از مردان مقدسی به دست آمده است که آنها را در محیطی نورانی نشان می دهد . این ابهام اساطیری اولین بار در بیمارستانی در لندن به وسیله Kilner کشف شد . در سال 1911 او متوجه شد که با نگاه کردن از پشت شیشه های رنگی قادر است به دور بیشتر افراد ، حاشیه ای تابان مشاهده کند . او می گفت که شکل و رنگ این این هاله تابان بر حسب میزان سلامتی شخص فرق می کند ، و خود از آن به عنوان کمکی در تشخیص طبی استفاده می کرد .

می دانید که چشمان ما به نوری حساس است که طول موجش بین 380 تا 760 میکرون باشد . این حقیقت که بدن انسان امواج الکترو مغناطیسی تابش می کند و طول موج این امواج بیشتر از آن است که اغلب چشمها قادر به دیدن آن باشند ، به وسیله فن جدید ، گرما نگاری ، که تابش گرمایی را به تصاویر رنگی شگفت آوری تبدیل می کند ، به روشنی ثابت شده است . در واقع بدن ما تابشی دارد که طول موج آن از حد طبیعی بینایی ما بیرون است و البته باید در نظر داشت که برد حساسیت انسان وسیع است ، بعضی افراد اصواتی را می شنوند که برای دیگران مافوق صوت است و بعضی طول موجهایی را می بینند که برای دیگران نامرئی است .

بدنبال کار کیلنر ، Bagnall زیست شناس دانشگاه کمبریج ، هاله تابان را به زبان فیزیکی توضیح داد و به کمک عینکهایی که با ماده شیمیایی خاصی پر شده بود ، موفق به دیدن هاله تابان شد و شکل آن را به تفضیل بیان کرد .

و بالاخره در سال 1964 ، Kirlian  فیزیکدانی روسی ، بعد از بیست و پنج سال تحقیق ، موفق به اختراع دور بینی شد که می توانست از این هاله عکس بگیرد . کرلیان و همسرش با این دوربین صدها عکس از انسان ، حیوانات و گیاهان تهیه کردند که درکتابها و نشریات مختلف چاپ شد .... »

نمی دانم شما تا بحال تصاویر دوربین کرلیان را دیده اید یا نه ؟ امروزه این عکس ها به راحتی در دسترس است . اگر در گوگل واژه Kirlian photo را جستجو کنید ، به دهها سایت در این زمینه دسترسی خواهید داشت . همچنین می دانید که بعضی ها بدون این دوربین هم می توانند هاله نورانی را بسیار واضحتر و دقیقتر از عکسهای کرلیان  مشاهده کنند . از روی رنگهای هاله انسان می توان بسیاری از بیماری های جسمی و روحی را مشاهده کرد و حتی درمان کرد ...

پشت جهان دیده ای روی جهان را ببین

پشت به خود کن که تا روی نماید جهان

ای قمر زیر میغ  ،  خویش  ندیدی  دریغ

چند چو سایه  دوی  در پی  این دیگران